آزادی بیان به سبک دولت یازدهم/ منتقدان بی شناسنامه، عصر حجری، متوهم، اقلیت تندر

آغاز به کار دولت یازدهم برگی دیگر از داستان شعارهای حمایت از آزادی بیان این دولت را ورق می زد. دولت روحانی نیز به سیاق دیگر دولت ها از همان ابتدا با برخوردهای انتقادی افراد و گروه های غیر هم فکرش روبرو شد. این جمع منتقدین با توجه به رای حداقلی و شکننده ی او در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، طیفی وسیعی از صاحب نظران را در بر می گرفت. برخی عملکردهای دولت یازدهم نیز سبب می شد تا روز به روز بر حجم انتقادات افزوده شده و دولت را در معرض پاسخ گویی قرار دهد.

 

برخورد دولتمردان و در راس آن ها رئیس دولت با این انتقادات اما؛ غیر منتظره بود. فرار به جلو، اتهام زنی و توهین، حربه ی روحانی و برخی همکارانش در دولت برای رهایی از بار سنگین انتقادات بود. منتقدان دولت با انگ هایی از قبیل: بی سواد، بی شناسنامه، تازه به دوران رسیده، ترسو، بزدل، تخریب گر، حامیان افراط، دروغ گو، عقب مانده، فاسد، عصر حجری، اقلیت تندرو، بیکار، متوهم، دین ناشناس، هوچی باز، کاسبان تحریم و ده ها مورد مشابه، هدف حملات رئیس و سایر مسئولان دولت یازدهم قرار گرفتند و کار به جایی رسید که رئیس دولت منتقدانش را به جهنم حواله داد.

 

لغو و یا عدم صدور مجوز سخنرانی برای منتقدان دولت در دانشگاه ها از دیگر اقدامات دولت بود که در تضاد با شعارهای حمایت از آزادی بیان آن قرار می گرفت. 16 آذر سال گذشته و همزمان با روز دانشجو، رئیس دولت و برخی مسئولین کشوری و استانی، با حضور در جمع هایی که دانشجویی خوانده می شدند، به ایراد سخنرانی پرداختند. اگر چه گزینشی بودن ورود دانشجویان به سالن سخنرانی و جلوگیری از نطق تشکل های منتقد دولت در این مراسم ها، در کنار عدم صدور مجوز سخنرانی برای برخی منتقدین دولت در این روز، سبب شد تا عده ای این روز را «روز  دولت» بنامند نه روز دانشجو. مدیران منتصب دولت یازدهم در این روز از سخنرانی چهرهایی نظیر حسین شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیر، حجت الاسلام محمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک، حجت الاسلام میرتاج الدینی در دانشگاه تبریز و علی رضا زاکانی و مهرداد بذرپاش در دانشگاه آزاد بجنورد ممانعت به عمل آوردند.

 

موارد بالا صرفا مشتی بود نمونه ی خروار از شیوه ی برخورد دولت یازدهم با مسئله ی آزادی بیان منتقدینش و اگر مجال بیشتری می بود می شد به برخورد حذفی با رسانه های منتقد در این دولت نیز گریزی زد. اما از آنجایی که این مسئله خود حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است، فعلا آن را می گذاریم و می گذریم.

 

با این تفاسیر به نظر می رسد برخورد دولت با منتقدین و ایجاد محدودیت برای آن ها اعم از چهره ها و نشریات منتقد، به امری سیستماتیک در این دولت بدل شده و تا جایی پیش رفته که حتی صدای برخی حامیان دولت را نیز درآورده است. به عنوان مثال علی مطهری از نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی، بهمن ماه گذشته و در در سیزدهمین کنگره حزب مردم‌ سالاری نگرانی خود از تحدید آزادی بیان در دولت جدید را این چنین بیان می دارد: "فضای آزادی بیان در دولت جدید کمتر شده است"(2)

 

این شرایط ناخواسته انسان را به این باور می رساند که شعارهای دهان پرکن مسئولین دولتی درخصوص حمایت از آزادی بیان بیش از آنکه سخنانی از سر اعتقاد باشد، تلاشی است برای سرپوش گذاشتن بر فضای بسته ی ایجاد شده در دو سال گذشته. با این وجود اگر ادعای سخنگوی دولت درمورد احترام به نظراتی که در چارچوب قانون مطرح می شود، از روی صداقت بوده باشد باید امیدوار بود که مشی دولت در برخورد با منتقدین در 2 سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم اصلاح شده و منتقدین با دیده ی احترام نگریسته شوند نه به عنوان بیسوادانی بی شناسنامه که باید به جهنم بروند. اگر چه نوبخت در ادامه ی اظهاراتش با بیان اینکه "اصلاح‌طلبان ... می‌توانند در چارچوب قانون از این فرصت استفاده کنند دولت اقدامات نیروهای خودسر را تقبیح می کند و در صورت لزوم، مواردی از این دست را پیگیری می کند"(3) تاحدودی چشم انداز مورد نظر خود از جریانی که دولت به اظهار نظرشان احترام می گذارد را روشن می کند. اما به هر صورت همانگونه که نوبخت اظهار می دارد "اعتبار دولت به قانون‌مداری و ظرفیت دولت برای شنیدن صدای مخالفان است"(4) و شاید بهتر این باشد که دولتی ها به جای صرف انرژی برای بیان شعارهای دفاع از آزادی بیان، به ایجاد ظرفیت و تحمل سخن مخالف، در خود بپردازند.

 

منابع

  1. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  2. سخنرانی در سیزدهمین کنگره ی حزب مردمسالاری، 9/11/93، به نقل از سایت چمران نیوز
  3. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  4. پیشین
/ 0 نظر / 46 بازدید